|
اربعین حسینی
اربعین حسینی را به آقا امام زمان ومادر دو عالم حضرت فاطمه الزهرا تسلیت عرض میکنم. وبه تمامی مسلمین جهان هم تسلیت عرض می نمایم.
گفتگو با خدا
گفتم : خسته ام گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله – از رحمت خدا ناامید نشید ( زمر/53) گفتم : هیشکی نمی دونه تو دل من چی میگذره گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه : خدا حائل هست بین انسان و قلبش (انفال/24) گفتم : غیر از تو کسی رو ندارم گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق / 16) گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی ! گفتی : فاذکرونی اذکرکم - منو یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره / 152 ) گفتم : تا کی باید صبر کرد ؟ گفتی : و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا - تو چه میدونی شاید وقتش نزدیک باشه ( احزاب / 63 ) گفتم : تو بزرگی و نزدیکت برای منه کوچک خیلی دوره ! تا اون موقع چی کار کنم ؟ گفتی : و اتبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله – کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه ( یونس / 109 ) گفتم : خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک ... یه اشاره کنی تمومه ! گفتی : عسی ان تحبوا شیئا و و هو شر لکم – شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه ( بقره / 216 ) گفتم : انا عبدک الضعیف و الذلیل ... اصلا چطور دلت میاد ؟
گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم – خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه – مهربونه ( بقره / 143 ) گفتم : دلم گرفته گفتی : بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا – ( مردم به چی دل خوش کردن ؟ ) باید به فضل و رحمت خدا شاد بود گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت علی الله گفتی : ان الله یحب متوکلین – خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره ( آل عمران / 159 ) گفتم : خیلی چاکریم ! ولی اینبار، انگار گفتی : حواست رو خوب جمع کن ! یادت باشه که : و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخره - بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن . اگه خیری بهشون برسه ، امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن رو گردون میشن . التماس دعا شعر
آموخته ام ... كه
تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند
كسي است كه به من مي گويد:
تو مرا شاد كردي
حقیقت انسان به آنچه اظهار میکند نیست
بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن ناتوان است
بنا بر این اگر خواستی او را بشناسی
نه به گفته هایش
بلکه به نا گفته هایش گوش بسپار
هر از گاهی توقف در ايستگاه بين راه ، فرصت خوبيست
براي ديدن مسير طی شده
و نگريستن به راهی که پيش روست .
گاهی براي رسيدن بايد نرفت!
آموخته ام ... كه
گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد،
فقط دستي است براي گرفتن دست او،
و قلبي است براي فهميدن وي.
![]() عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم
نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه
اگه درش بياري مي ميري
اگه بزاري بمونه بازم مي ميري
![]() منو تنها نذار
به آسمون نگاهي كن ديگه ستاره نداره
صداي قلبمو ببين ديگه صدايي نداره
به اين دلم نگاهي كن عكس تو رو كشيده باز
از رسم روزگار خود چه غصه ها كشيده باز
![]() گفتيم تا آخر مي مونیم تا آخر قصه ي عشق
اما نصيبمون چي شد ؟
تنها ، غم و غصه ي عشق
من نمي گم خودت بگو
آخر دنيا كي ميشه ؟
بازي روزگار اينه
![]() آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني،
به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.
![]() تو که رو غصه هام خط میکشیدی
منو گفتی به دنیا نمیدی
نفهمیدم تو این اشفته بازار
چی شد که ازدل تنهام بریدی....
![]() فقط موجهاي دريا هستند که عاشقن
آره فقط اونا هستن
با اينکه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدنن
نه دیگه تورو می خوام ، نه چشمای سیاهتو
نه دیگه عشق رو می خوام ، نه دل مهربونتو
نه دیگه دلم تنگ برات ، نه دیگه اسیرتم
نه قلبم می تپه برات ، نه دیگه دیوونتم
نه دیگه بهارو دوست دارم ، نه بارونو
نه ستاره رو دارم ، نه سوگل قصه هامو
نه دلی مونده واسم که بخواد عاشقت باشه
نه دیگه چشمی دارم که بخواد منتظرت باشه
نه حسی مونده واسم که بخواد واست دعا کنه
نه خیالتو به سر دارم تا بگم خدا خدا خدا کنه
نه دیگه می خوام به عشق تو اسیر باشم
نه می خوام مثل قدیم دربه در و حقیر باشم
نه دیگه حرف های قشنگتو یه لحظه باور ندارم
نه تو این سیاهی ها ، من حس یار و یاور ندارم
نه عشقمی ، نه ماهمی ، نه دیگه فرشته نیازمی
نه اشکمی ، نه سازمی ، نه دیگه پرنده خیالمی
نه دیگه ، نمی خوام تو رو ، برو ، دوستت ندارم
نه ، یه بار دیگه بهت بگم : من دیگه دوستت ندارم
![]() تفسیر و تر جمه قرآن با سری ایملهای آموزشی ترجمه و تفسیر قرآن در خدمت شما خواهم بود انشا الله تفسیر کل قرآن برای شما عزیزان ارسال خواهم کرد. سورةُ الفَاتِحَة
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بِسْمِ اللَّهِ: به نام خدا الرَّحْمنِ: بسیار بخشنده و عطا کننده ی نعمتهای عمومی به همه موجودات (رحمت عام خداوند به مؤمن وکافر) الرَّحِيمِ: بسیار مهربان ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() این سوره خلاصه ی تمام تعالیم قرآن است : خدا به نیابت از بنده اش کلام خود را که نوعی فعل اوست با نام عزیز خودش آغاز می کند تا بنده نیز این ادب را بیاموزد و کارهایش را با نام خدا آغاز نماید . وقتی کار با نام خدا و برای خدا صورت گیرد باقی و پایدار می ماند چون خدا فرمود: هر چیزی جز وجه کریم بقاء ندارد
در نتیجه بطلان و نقص درآن کار راه نمی یابد چون خودش فرمود: هر کاری اگر برای خدا نباشد حبط ، باطل و بی اثر می شود. معنای اینکه کارها با نام خدا شروع شود این است که انسان از هرکس و هر چیزی نومید و منقطع شده و تنها رو به سوی الله بیاورد زیرا او بر اساس یک رابطه ی بسیار عاشقانه انسان را آفرید لذا بخاطر رحمانیتش دائما نیاز تمام نیازمندان را بدون هیچ ظلم و غفلت و چشمداشتی مرتفع می سازد و بخاطر رحیمیتش به بندگان مؤمنش در دنیا و آخرت توجه خاص نشان می دهد. درک دو صفت رحمان و رحیم کافی است تا بنده چنان انس و محبتی به خدا پیدا کند که همه چیز را بجز او فراموش نماید و هر کارش را فقط براساس عشق به او و برای او انجام دهد. به عبارت دیگر وقتی خدایی که صاحب جمیع کمالات است هستی و انسان را براساس عشق به الله انجام دهد و جایی برای هواهای نفسانی و انگیزه های مادی باقی نگذرد. بنابراین نشانه ی شروع کارها با نام خدا اینست که محبت شخص بدون استثناء به همه تعلق بگیرد اما افراد شایسته محبتی بیشتر ابراز گردد در اینصورت چون اعمالش مطابق رفتار خداست ، استحکام ، قداست ، برکت و شرافت پیدا کرده و رنگ جاودانگی به خود می گیرد. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() الْحَمْد: ستایش – همه ستایشها – ثناگویی لِلَّهِ ( ل + الله ) : مختص خداوند است رَبِّ : مربی- پرورش دهنده (تربیت کننده به سوی کمالات ) الْعالَمِينَ : همه موجودات – همه مخلوقات ، جهانیان (عالمین جمع عالم است : عالم انسان ، عالم فرشتگان ، عالم برزخ ، عالم حیوانات ، عالم جن ، عالم جمادات ، عالم نباتات و ....) ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() وقتی معلوم شد سرچشمه تمام خیرات و رحمتها خدایی است که جامع تمام صفات جمال و جلال است، خود بخود زبان انسان به حمد او باز می شود یعنی خدایا هر نعمتی از هر جا به من رسد آنرا فقط از جانب تو می دانم و ترا بر آن شکر می کنم لذا هم به داراییهای خود مغرور نمی شوم و هم اگر از کسی تشکر می کنم به خاطر اینست که تو چنین خواسته ای . انسان باید بداند اگر به خاطر جهالت و غفلت ، موجود دیگری را مستقلاَ و برای کمال و احسانش ستایش می کند این حمدش نیز باز به خدا بر می گردد چون همانطور که گفته شد تنها خدا منشأ هر خیری و احسانی است. به عبارت دیگر خدا در آیه 62 غافر می فرماید که هر چیزی مخلوق اوست و در آیه 7 سجده ثابت می کند هر چیزی از لحاظ خلقت خوبترین است و در طه 8 می فرماید اسماء نیک برای خداست یعنی هم افعال خدا و هم اسماء او نیک است لذا نتیجه می شود هر حمدی برای خدای سبحان است. البته ذات الله که جامع تمام کمالات و مبرا از هر نقصی است به تنهایی برای حمد و ستایش او کافی است اما آیه روی صفت ربوییت خدا و اینکه رب العالمین است تأکید ویژه به خرج می دهد تا اولا بفهماند جز او هیچ کس دیگری منشأ اثر نیست ثانیا روشن ترین بیان کند که چرا همه حمدها به خدا بر می گردد چون او پرورش دهنده ی همه موجودات و شرچشمه تمام خیر و برکات است ثالثا همین که انسان می بیند خدا تربیت کننده و صاحب اختیار تمام موجودات و پدیده های عالم هستی است و به هر یک از مخلوقات وسیله ی رسیدن به کمالش را داده و بخصوص به انسان علاوه بر عقل ، پیامبرانی را نیز برای هدایت فرستاده ، بناچار به حمد خدا وادار می شود و او را بخاطر جلال و عظمتش می ستاید و برای احسان و نیکیهایش شکر می کند .
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() دو صفت رحمان و رحیم مجددا تکرار می شود چون اگر انسان هرچه بیشتر به آن معرفت قلبی پیدا کند ، آثار عمیق تری در زندگانی او بوجود می آید . معرفت و رحمانیت خدا یا رحمت عامه ی او هر یأسی را از انسان دور می سازد و اعتماد به رحیمیت خدا یا رحمت خاصه ی او که به مؤمنانش تعلق می گیرد تلاش و امیدها را افزایش می دهد . بعلاوه صفت رحمت خدا نشان می دهد که رابطه ی خدا با مخلوقاتش بر اساس لطف و خیر استوار است و حتی قهر و غضب او نیز مولود صفت رحمتش است و موجودات شدیداً به رحمانیت و رحیمیت خدا نیازمند هستند . توجه به این حقیقت به انسان تعلیم می دهد که اگر می خواهد وارد بساط قرب حق تعالی شود باید خود مظهری از جلوه ی رحمت الهی گردد و در تمام روابطش، عشق و محبت واقعی را ابراز نماید
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() مالِكِ: صاحب اختیار – فرمانروا
يَوْمِ الدِّينِ: روز جزا –(روز قیامت ) ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() محور مبدأ و معاد که مبنای هر اصلاح اخلاقی و اجتماعی است با این آیه تکمیل می گردد. خدا وقتی می تواند رب و تربیت کننده ی همه موجودات باشد که قدرت تصرف در آنها را داشته باشد یعنی مالک آنها باشد البته نه مالکیت انسان بر اموالش چون این مالکیت اعتباری است در حالی که مالکیت خدا حقیقی است مثل مالکیت انسان بر اعمالش زیرا نمی توان انسان را منهای اعمالش تصور کرد . پس خدا مالک حقیقی تمام موجودات در این جهان است و از این بالاتر او مالک آن جهان و روز جزا نیز هست و هر طور که بخواهد در روز قیامت با بندگانش رفتار می کند. با درک این حقیقت انسان چنان بیدار می شود که تنها خود را در مقابل مالک روز جزا مسئول می بیند و رضایت و نارضایتی دیگران را به کلی فراموش می کند . جالب این است که نفرمود خدا مالک بهشت و جهنم است تا این مطلب را تعلیم دهد که هیچ چیزحتی شوق بهشت یا خوف جهنم نباید محرک انسان باشد به عبارت دیگر مؤمن واقعی نباید بهشت را بخاطر خود بهشت دوست داشته باشد بلکه به عنوان اینکه مظهر رحمت خدا و مملوک اوست به اشتیاق نشان دهد همانطور که نباید خوفش از جهنم بخاطر آتش و عذاب جهنم باشد بلکه بیزاریش از جهنم باید به این جهت باشد که مظهر غضب و نارضایتی خدای رحمان است.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() إِيَّاكَ: (فقط ) تو را
نَعْبُد: بندگی می کنیم – می پرستیم (مطیع و تسلیم محض هستیم ) نَسْتَعِينُ: یاری می طلبیم – کمک می خواهیم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تا اینجا به توحید نظری توجه داد اما این آیه به نتیجه چنین شناختی که همان توحید عملی است ، اشاره می کند. معرفت به رب العالمین ، الرحمن ، الرحیم و مالک یوم الدین ، چنان انسان را وادار به اظهار تقدیس و تذلل می کند که لحن سخن او عوض می شود و نخست به توحید عبادی اقرار کرده و با خدا عهد می بندد که تنها تسلیم تو هستیم و فقط ترا عبادت می کنیم . سپس توحید ربوبی را بیان می دارد یعنی تنها از تو یاری می جوییم و برای رفع مشکلاتمان از هیچ کسی جز تو کمک نمی گیریم . از لحن این آیه و آیات قبلی و تقدم" ایاک" دو نکته مهم بدست می آید 1- حقیقت عبادت این است که هم خدا را ناظر و حاضر ببینی و هم خودت را در پیشگاه او بدانی 2- ما غیر از بندگی خدا شأنی نداریم و خدا نیز جز پرستیده شدن شأن دیگری ندارد . باید توجه داشت آیه بر عبادت و استعانت بعنوان یک حرکت اجتماعی هماهنگ و نه فردی تأکید می کند . البته یاری خواستن از خدا منافاتی با بهره گیری از اسباب ندارد بشرطی که فقط خدا را مؤثر بدانی و برای اسباب تأثیر مستقل قایل نباشی در اینصورت به مستحکم ترین تکیه گاهها دست خواهی یافت . ![]() ![]() ![]() ![]() اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() اهْدِنَا: هدایت کن مارا
الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ: راه راست – راه حق ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پس از شناخت خدا ، عهد بستیم که تنها او را عبادت کرده و در همه حال از او استعانت جوییم اما این عبادت و استعانت وقتی حقیقی و مداوم است که بفهمیم در این عهد که با خدا بستیم تنها ما نیازمند و محتاجیم و طرف دیگر پیمان که خداست از هر جهت بی نیاز است لذا می فرماید : ما را به راه راست هدایت فرما یعنی این ما هستیم که باید مسیر نقص تا کمال را طی نماییم پس محتاج راهنمایی و هدایت هستیم آنهم هدایتی از جانب خدا و نه افکار ناقص بشر. به هر حال انسان برای رسیدن به مقصود و کمال لایقش راه دراز و پر خطری را در پیش دارد و همواره نیاز دارد که خدا او را از لغزشها دور نگهداشته و از روی لطف و خیر خواهی راهنمایی اش کند . مطمئناً خدایی که بدون اختیار انسان این همه نعمت را به او ارزانی داشته قطعاً نعمت هدایت را نیز بر او تمام می کند و همینطور هم هست چون هم به صورت تکوینی ، عقل و سایر امکانات را به او داد تا امورش را تدبیر و اداره کند و هم به صورت تشریعی انبیاء را فرستاد تا او را کمک کنند که به مقصودش برسد. جالب است که می فرماید ما را بسوی راه مستقیم ( و نه مقصد) هدایت کن چون صرات مستقیم راهی بدور از افراط و تفریط و نزدیکترین راه به مقصد است و بنابراین هدایت یافتن به این راه یعنی رسانیده شدن به مقصد زیرا ویژگی این راه آنست که بطور دایم و بدون هیچ قید و شرطی رهروانش را به مقصد می رساند . البته خدا در قاموس هستی برای موجودات راهی را در نظر گرفته که آنها را به کمال لایقشان می رساند؛ انسان نیز برای رسیدن به کمالش راهی دارد که کوتاهترین راه بوده و همان صراط مستقیم است. اما انسانها بر حسب موقعیتشان راهی به سوی خدا در پیش می گیرند که در قرآن آن لفظ سبیل لطلاق می شود و منظور راههای فرعی است که به صراط مستقیم ختم می شود. همانطور که صراط مستقیم ما فوق همه ی سبیلهاست ، روندگان صراط مستقیم نیز مافوق سایر مردم هستند لذا هدایت به صراط مستقیم به این است لذا حتی معصومین (ع) نیازمند درجات بالاتر هدایت هستند.
اگر فرمود "ما را" و نه "مرا" برای اینست که بفهماند صلاح و فساد هر فردی بشدت متأثر از صلاح و فساد جامعه است لذا هر کسی مسئول جامعه و مشکلات آن است. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() الَّذِينَ: کسانی که
أَنْعَمْتَ: نعمت داده ای الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ: غضب شدگان الضَّالِّينَ: گمراهان ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پاسخ می دهد که صراط مستقیم کدام راه است ؟ راه آنان که ایشان نعمت داده ای یعنی انبیاء ، صدیقین ، صالحین و شهداء امّا غیر از راه ایشان که به خدا ختم می شود دو راه دیگر نیز یکی راه افرادی که از روی لجاجت و پس از شناخت حق به سوی باطل می روند، اینان مورد غضب خدا هستند و دیگری راه آنها که گمراهند و نمی توانند حق باطل را تشخیص دهند. بندگان واقعی خدا از این سه راه ، راه اوّل را طلب می کنند که توحید علمی و عملی واقعی است و از هر گمراهی و عنادی بدور است. پس از صراط مستقیم آن راهی است که روندگانش هم با حق لجاجت نمی روند و هم از بصیرت برخوردارند به عبارت دیگر انسان واقعی و موفق می شود مسیر نقص تا کمالش را طی می کند و نیازهای واقعی اش را رفع می سازد که دو ویژگی "حق پذیری" و " قدرت تشخیص حق از باطل" را داشته باشد.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() مقایسه سه نوع گوشی نوکیا
آخرشه نوكيا n82
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||